شورای متحد سوسیالیستهای ایران
از اعلام تا عمل
نزدیک دو سال از آغاز کوششی جدید در فضای سیاسی ایران می گذرد. این کوشش با درسگیری از تلاشهای ناموفق گذشته؛ در ایجاد جبهه ای متشکل از احزاب «چپ»؛ بدنبال ایجاد شبکه ای متحد از اشخاص حقیقی و حقوقی سوسیالیست است (۱)
این کوشش چه در محتوا و چه در شکل تجربه ای نوین است. این کوشش با درسگیری از تلاشهای ناموفق گذشته، با چپ آنارشیست و چپ سوسیال دموکرات، مرزبندی کرده است و بروشنی می گوید بدنبال شورایی از «سوسیالیست»های بدون پسوند و پیشوند است. بروشنی می گوید که از انقلاب اجتماعی استقبال می کند و اما بدنبال درهم شکستن ماشین دولتی تنها برای درهم شکستن ماشین دولتی نیست!
بروشنی می گوید که از انقلاب استقبال می کند و از همین امروز هدفش سازماندهی پرولتاریا برای کسب تمامی قدرت است!
بروشنی می گوید که درهم شکستن ماشین دولتی بدون در دست گرفتن کنترل مستقیم تولید و توزیع و خدمات در پایین و عدم تسخیر دولت در بالا، بار دیگر به بازگشت حاکمیت سرمایه منتهی خواهد شد!
بروشنی می گوید که تا بروز انقلاب، بیکار نخواهد نشست و برای ارتقای مبارزه طبقاتی؛ از طریق مشارکت در مبارزات روزمره توده ها؛ شایسته است پرولتاریا خود را مستقل از اقتصاد و سیاست و فرهنگ بورژوایی سازماندهی کند!
بروشنی می گوید که کارگران پیشرو و هستهها و گروههای سوسیالیستی؛ برغم کم بودن تعداد؛ در صورت مسلح شدن به سلاح آگاهی و تشکلهای شورایی، آن موتور کوچکند که پیروزی موتور بزرگ تودهها را تضمین و قطعی خواهند کرد!
از این رو این شورای متحد، به محتوای سوسیالیستی خود بسنده نمی کند و در شکل نیز می خواهد برای نخستین بار در طول تاریخ خونبار ایران، اشخاص حقیقی و حقوقی سوسیالیست را با حقوق برابر گردهم آورد!
کاری کارستان که موفقیت آن نیاز به صبر و حوصله و همدستی شورایی دارد. از نظر نویسنده، دو مانع بزرگ سد راه این پروژه هستند و برای موفقیت چنین پروژه نوین سراسری، با هر دو مانع ذهنی و عینی، در آن واحد بایستی مبارزه شود.
مانع ذهنی در پیشرفت این پروژه، همانا یاس و ناامیدی منتج از شکست تلاشهای پرولتاریای ایران و جهان، از آغاز قرن گذشته تا امروز است. بی اعتمادی که در اثر شکست های متعدد پرولتاریای جوان در کسب و حفظ قدرت از یک سو و از سوی دیگر تبلیغات گوشخراش امپریالیستی برضد دکترین رهاییبخش کمونیسم، ایجاد کرده است.
تنها راه برطرف کردن این ناامیدی تاریخی، اتحاد عمل پایدار شورایی جهت اقدامات گوناگون مشترک مابین سوسیالیستهای منفرد و متشکل است!
مانع دیگر پیگرد پلیس سیاسی ایران است. پلیس سیاسی بورژوازی حاکم، برغم عقب ماندگی فرهنگی، از توان تکنولوژیک پیشرفته برای شناسایی فعالان کارگری و تشکل های سوسیالیستی برخوردار است. این حاکمیت که در آغاز کار خود از محبوبیت مردمی بیسابقهای برخوردار بود، ضعف تکنولوژیک خود را بکمک خبرچینان «سازمان اطلاعات ۲۰ میلیونی» جبران می کرد!
رفته رفته با گذشت زمان و از دست دادن محبوبیت اجتماعی، پلیس سیاسی ایران با از دست دادن خبرچینان حکومتی، ضعف اطلاعاتی خود را با خرید و استفاده از تکنولوژی مدرن اطلاعاتی کشورهای امپریالیستی جبران میکند!
از این رو سازماندهی شبکه ای از سوسیالیست های متشکل و مستقل ایران با دشواری های متعدد امنیتی روبروست. نخستین مشکل سازماندهی چنین عناصر پیشرو و انقلابی، عدم امکان سازماندهی علنی قانونی ست.
به تجربه ۷۱ ساله، بورژوازی ایران چه قبل از انقلاب و چه از فردای بدعت جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که سرمایهداری ایران، حتی تشکل های مستقل کودکان و زنان، حفاظت از محیط زیست، کمک به معلولان و کانون هایی همچون نویسندگان و آموزگاران و پرستاران و وکلا را تحمل نمی کند و این تشکل های مستقل را با شلاق و شکنجه و نهایتا اعدام، درهم میشکند!
تجربه بیش از ۷ دهه حاکمیت بورژوازی ایران نشان می دهد که درست برعکس تبلیغات دروغین پلیس سیاسی بورژوازی، فعالیت «علنی-قانونی» تحت حاکمیت سرمایهداری ایران تا کنون بسیار پرهزینه بوده است، می باشد و خواهد بود!
در بالا گفته شد که برای آب کردن یخهای ناامیدی و بی اعتمادی ناشی از شکست های قرن گذشته و تبلیغات بی وقفه «نت ورک» سیستم امپریالیستی بر علیه سوسیالیسم، دقت و صبر و حوصله و پشتکار لازم داریم.
در این مرحله برای تداوم بهین مبارزه طبقاتی و ادامه کار سوسیالیستی، آنهم دور از چشم و گوش پلیس سیاسی بورژوازی، نیاز به تسلط بر جسم و روان خود داریم تا با هشیاری و آرامش و شناسایی دقیق تواناییها و ناتوانایی های پلیس سیاسی، به سازماندهی مخفی برای شرکت فعال و دایم سازمانیافته در مبارزات روزمره توده ها قادر گردیم.
آنچه مسلم است دشواری های کار سوسیالیست های داخل کشور با دشواری کار رفقای سوسیالیست در تبعید بسیار متفاوت است. بی تردید مشکل اصلی رفقای سوسیالیست در داخل کشور سازماندهی خود
دور از چشم و گوش پلیس سیاسی بورژوازی ایران است در صورتی که مشکل اصلی ما در خارج از کشور مبارزه نظری دایمی با انواع انحرافات سیاسی و تشکیلاتی در جنبش کارگری ایران و جهان است!
انحرافاتی همچون محور مقاومتی های کیانوریست که به بهانه مبارزه ضدامپریالیستی، مبارزه طبقاتی با بورژوازی خودی را به فراموشی سپرده اند و به دفاع و حمایت از بخش «رانتی-نظامی» سرمایهداری ایران ادامه می دهند!
از سوی دیگر انحرافاتی همچون طرفداران انقلاب دو مرحله ای که در اتحاد با بورژوازی «دلال-تجاری» ایران با برافراشتن پرچم دفاع از مدرنیته و دموکراسی پیوند با بورژوازی «دلال-رانتی» ایران نسخه «جبهه نوین مردمی» فرانسه را برای آینده ایران می پیچند و تفاوت ماهوی بورژوازی ایران و فرانسه را درک نمی کنند!
به باور نویسنده این ها دو آفت اصلی جنبش کارگری ایران هستند که پتانسیل انقلابی و لزوم و امکان قدرت گیری مستقیم تمام و کمال پرولتاریای ایران را انکار می کنند!
از نظر نویسنده بدون مبارزه دایمی و همه جانبه نظری با این سیاست های انحرافی و روش های انحلال طلبانه و همزمان تدوین و ارایه راه حل حیاتی و ممکن برای آینده ایران، نسل جوان پیشرو طبقه کارگر ایران هرگز امیدوار به آینده و دلگرم برای سازماندهی مستقل خود نخواهد شد و برای تحقق این آینده روشن، به ایجاد هستهها و گروههای سوسیالیستی و مشارکت دایمی در مبارزات روزمره تودهها دست نخواهد زد!
از این رو فعالان این کوشش جدید در ایجاد چتری متحد از سوسیالیست های مستقل و هسته ها و گروههای سوسیالیستی در خارج و داخل ایران، لازم است از همین آغاز کار به اهمیت این کوشش فراگیر و مشکلات پیش روی چنین کار بزرگی اشراف داشته باشند!
از این رو خوب است فعالان این کوشش جدید به این نکته توجه داشته باشند که ناامیدی و عدم اعتمادی که از دوران جنگ سرد و در اثر تفرقه و رقابت مابین کمپهای جهانی سوسیالیستی بوجود آمد و متعاقب آن شکست انقلاب بهمنماه، به ناامیدی نسبت به سوسیالیسم و سوژگی طبقه کارگر در آینده ایران دامن زد، تنها با کار جمعی آرام و متین و با قدم های استوار و شمرده میسر خواهد گردید!
رفقای کارگر، کمونیست ها؛
نویسنده ضمن تبریک به فعالان این کوشش نوین ضروری و امید بخش، جهت مشارکت و یاری به این حرکت شورایی سوسیالیستی، دست شما را بگرمی می فشارد!
زنده باد انقلاب!
برقرار با حاکمیت مستقیم اکثریت عظیم تولیدکنندگان!
زنده باد کمونیسم!
ـ
هادی میتروی
امردادماه ۱۴۰۳ در تبعید
(۱)
اطلاعیه کمیته موقت هماهنگی برای ایجاد “بلوک متحد سوسیالیستی”
رفقای گرامی!
اوضاع جامعه و شرایط فاجعهبار زندگی مزد و حقوقبگیران و فلاکت دامنگیر زحمتکشان از یکسو و عدم انسجام و پراکندگی طبقهی کارگر و فرودستان شهری و روستایی از سوی دیگر، ضرورت اتحاد عملهای پایدار و انسجام بیشتر نیروها و فعالین کمونیست را بیش از پیش بارز ساخته است.
مهمترین نیاز جنبش انقلابی علیه جمهوری اسلامی سرمایه، ایجاد صف مستقل و قدرتمند طبقه کارگر در این جنبش است. در این راستا، وظیفه هر کمونیست انقلابی، چه در داخل و چه در خارج، کمک به ایجاد این صف و مبارزه در چارچوب آنست. ایفای این وظیفه مستلزم همکاری پایدار و سازمانیافته میان افراد و نیروهای کمونیست است. طرح ایجاد یک “بلوک متحد سوسیالیستی” گام مهمی است در این رابطه.
این طرح از چندین ماه پیش توسط جمعی از فعالین کمونیست مورد بحث و بررسی قرار گرفت و در ادامه آن پیشنویسی برای تدقیق مبانی نظری آن تهیه شد که اکنون برای بحث و بررسی به همه کمونیستها ارائه میگردد. ما از همه رفقا دعوت میکنیم که با شرکت فعال در بحث پیرامون این پلاتفرم پیشنهادی، همراه با ما در جهت تشکیل بلوکی متحد از کمونیستها تلاش کنند.
ما روی این نکته تاکید میکنیم که “بلوک متحد سوسیالیستی” بههیچوجه آلترناتیوی در مقابل احزاب و سازمانهای موجود نیست و نخواهد بود، بلکه کوشش میکند در درجه اول همه کمونیستهای مستقل پایبند به کار و فعالیت جمعی و سازمان یافته و تشکلات پراکندهی کمونیستی را برای سازماندهی یک همکاری پایدار زیر یک چتر گستردهی فراحزبی اما متشکل با استراتژی انقلابی و سوسیالیستی گرد هم آورد.
تنها معیار عضویت در یک بلوک سوسیالیستی از دیدگاه ما، توافق بر سر مبانی نظری مشترک و مبارزه عملی در جهت تشکیل صف مستقل طبقه کارگر بر علیه سرمایه و همه آلترناتیوهای بورژوایی است.
پیش نویس پلاتفرمی که در زیر میآید، یک متن نهایی نیست و تنها وحدت نظری کنونی جمع ما را نشان میدهد که برای تکمیل و تدوین نهایی به همه کمونیستها ارائه میشود.
کمیته موقت هماهنگی برای ایجاد “بلوک متحد سوسیالیستی”
اوت ۲۰۲۳
…
پیشنویس مبانی نظری برای تشکیل بلوک متحد سوسیالیستی
مصوب ۱۶ ژولای ۲۰۲۳
پیشنویس حاضر به عنوان مبانی نظری مشترک ما به همه کمونیستها ارائه میشود تا براساس آن وارد بحث و گفتگو و همکاری شویم و در عین حال در تدقیق و تکامل این مبانی به یکدیگر یاری رسانیم.
جمع ما به عنوان جزیی از جنبش کارگری و کمونیستی ایران دربرگیرنده چندین نسل از کمونیستها و سوسیالیستهای انقلابی است که برای کمک به مبارزه طبقه کارگر در راه رهایی از مناسبات سرمایه داری با مالکیت اجتماعی بر ابزار تولید و برای تحقق سوسیالیسم مبارزه میکند.
تشکیل این بلوک متحد سوسیالیستی در جهت ایجاد یک اتحاد عمل پایدار میان فعالین جنبش کارگری و کمونیستی، چه منفردین و چه اعضای احزاب و سازمانهای موجود برای پشتیبانی از تشکیل صف مستقل طبقه کارگر بعنوان ضرورت مبرم جنبش انقلابی صورت می گیرد.
ما در عین حال خواهان همکاری سازمانیافته با همه تشکلات، احزاب، سازمانها و افراد و گروههایی هستیم که در جهت تحقق اهداف مشترک مبارزه میکنند.
مبانی نظری مشترک ما عبارتند از:
۱- مبارزه برای سرنگونی انقلابی رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی، درهم کوبیدن ماشین دولتی، برقراری یک حکومت شورایی به رهبری طبقه کارگر و تحقق سوسیالیسم به دست خود کارگران و زحمتکشان.
۲- مشارکت نظری و عملی در مبارزات طبقه کارگر هم در عرصه مطالبات روزمره و هم در مسیر مبارزهاش برای رهایی نهایی از استثمار و بردگی کار از طریق پایاندادن به مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و جایگزینی آن با مالکیت اجتماعی؛ تلاش برای تشکیل صف مستقل طبقه کارگر.
۳- مرزبندی آشکار سیاسی و نظری با تمام جریانات بورژوایی اعم از وابستگان به ارتجاع اسلامی، سلطنتطلبان، شووینیستهای عظمتطلب و نیروهایی که خواهان دخالت دولتهای امپریالیستی و نهادهای جهانی برای آلترناتیوسازی از بالا و تغییر رژیم در جهت حفظ مناسبات سرمایهداری هستند؛ مبارزه علیه تمامی نیروهایی که مرزبندی طبقاتی علیه بورژوازی را مخدوش میکنند.
۴- مبارزه با تمام اشکال ستم جنسی و جنسیتی در همه عرصههای حقوقی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی؛ شرکت فعال در مبارزات زنان علیه نابرابریهای موجود و تداوم این مبارزات در اتحاد با جنبش کارگری در جهت برابری کامل میان همه انسانها در یک جامعه عاری از ستم و استثمار سرمایهداری.
مبارزه با ستمهای جنسی، جنسیتی و هویتی بر دگرباشان (جامعه “الجیبیتیآیکیوپلاس”) در راستای رهایی مطلق آنان و رسیدن به جامعهای آزاد و برابر.
۵- تلاش برای اتحاد سراسری کارگران و زحمتکشان همه ملتها؛ پشتیبانی از مبارزات کارگران و زحمتکشان ملل تحت ستم علیه بورژوازی “خودی” و غیر خودی؛ جانبداری از واگذاری امور داخلی ملل به شوراهای منطقهای کارگران و زحمتکشان در جهت شکل دادن به آلترناتیو سوسیالیستی؛ به رسمیت شناختن حق ملل در تعیین سرنوشت خویش؛ تأکید بر ضرورت مبارزه مشترک کارگران و زحمتکشان همه ملتها برای سرنگونی سرمایهداری و شکلدادن به یک جامعه فارغ از ستم و بردگی ملی و “نژادی” و طبقاتی؛ حمایت از جریانات سوسیالیستی در جنبشهای ملی علیه جریانات بورژوایی.
۶- جدایی دین از دولت، روندهای قانونگذاری، دستگاه قضایی و سیستم آموزشی؛ لغو تمامی امتیازات نهادهای دینی؛ به رسمیت شناختن حق افراد برای داشتن و یا نداشتن هر گونه دین و مذهب؛ روشنگری علیه مذهب و سایر خرافات.
۷- پایان دادن به تخریب محیط زیست، تخریبی که توسط بورژوازی و با هدف تولید ارزش اضافی صورت میگیرد؛ نجات طبیعت از مناسبات کالایی؛ حفظ محیط زیست برای نسل های کنونی و آتی.
۸- مبارزه برای کسب آزادیهای دمکراتیک، رهایی زندانیان سیاسی و لغو حکم اعدام؛ تحمیل مطالبات رادیکال و انقلابی در چارچوب جنبش موجود به دولت و بورژوازی.
۹- مبارزه عملی و نظری با هرگونه تبعیض علیه اقلیتهای موجود در جامعه از جمله:
– انسانهای دارای کمتوانی جسمی و روحی
– مهاجرین و به ویژه کارگران مهاجر
-کودکان.
برای تماس با کمیتهی موقت انتخابی میتوانید با ایمیل زیر تماس بگیید:
لینک به کانال عمومی بلوک:
آدرس ایمیل بلوک:
پیش به سوی ایجاد بلوک متحد سوسیالیستی
زنده باد سوسیالیسم