بهرام رحمانی
جمیله علمالهدی، دختر امام جمعه مشهد و همسر رییس جمهور ایران، بهویژه پس از آغاز انقلاب «زن، زندگی، آزادی» در ایران، بسیار فعال شده است و بهعنوان «بانوی اول» ایران، در امور داخلی و خارجی کشور دخالت فعالی دارد. شاید رهبر جمهوری اسلامی و پدرش و شوهرش، به این نتیجه رسیدهاند که او را بهعنوان دکور، روی صحنه ببرند تا دشمنان آنها خیال نکنند زنان در ایران جایی ندارند و سرکوب میشوند!
بهخصوص جمیله علمالهدی، خود تاکید کرده است که در زمینههای سیاسی، اجتماعی و… همسو با همسر و پدرش است: «بله، ما کاملا منطبق بر هم هستیم اما من کلا آدم سیاسی نیستم.»
***
جمیله علمالهدی در مصاحبهای با یک شبکه تلویزیونی ونزوئلایی، درس خواندن و کار کردن و زندگی کردن «مثل مردها» را مصداق خشونت دانست.
او در این مصاحبه که روز چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۲، پخش شد در دفاع از مقام زن در جامعه گفت: «ما میخواهیم زنها زن بمانند. چرا ما باید مثل مردها درس بخوانیم و کار کنیم و زندگی کنیم؟ این مصداق خشونت است.»
«چرا ما بهعنوان زن باید مثل مردها زندگی کنیم، تحصیل و کار کنیم.»
«چرا ما باید مثل مردها درس بخوانیم و کار کنیم؟ این خشونت است.»
او افزود: «به مهسا امینی «خیلی اهمیت دادند» و رسانهها به خامنهای بیاحترامی کرده و او را دیکتاتور خواندند، او به همه محبت نشان داده است.»
شبکه تلویزیونی تلهسور TeleSUR آمریکای لاتین، مصاحبهای با جمیله علمالهدی که او را بانوی اول ایران مینامد انجام داده و در این گفتوگو همسر رئیسی به بیان نظرات خود در رابطه با موضوعات مرتبط با زنان بیان داشته است.
درحالیکه اصطلاح «بانوی اول» از زمان برگزاری کنگره در سیام دی سال گذشته به همسر ابراهیم رئیسی نسبت داده میشود، او همان زمان گفته بود همسر علی خامنهای بانوی اول ایران است.
احمد علمالهدی، پدر «بانوی اول» ایران، گفته است: «امروز در راس نظام ما، ولی فقیه بهعنوان نایب امام زمان(عج) عهدهدار امور است. در راس قوه مجریه، رییس جمهوری انقلابی و خستگیناپذیر قرار دارد.»
علمالهدی، همچین گفته است: «دختر خانمی که موهای پریشانت را بیرون میریزی و خیال میکنی با بیحجابی و ولنگاری آزاد هستی، با ولنگاری اسیر شهوترانی و هوس بازی مردهای هرزهای شدهای که تو را در رهگذر عیاشیهای جنسی نابکارانهشان قرار دادند.» این جملات بخشی از سخنان علمالهدی، امام جمعه مشهد، در نماز جمعه ۱۲ اسفند ۱۴۰۱ است.
جمیله علمالهدی همسر رئیسی در سفر ونزوئلا با همسر مادورو رییس جمهور ونزوئلا
احمد علمالهدی با اعلام ناتوانی نهادهای امنیتی در خصوص موضوع حجاب، گفته است: «فضا را بهجایی رساندهاند که هر نهاد حاکمیتی در این حوزه اقدام کند، چنین تلقی میشود که حجاب حکومتی است و براین اساس، دیگر اقتدار امنیتی نظام نمیتواند در این عرصه میدانداری کند.»
علمالهدی خواستار حضور آتشبهاختیار افراد برای مقابله با بدحجابی شد و از طیفی که او مومنان نامید، دعوت کرد که در مسئله مقابله با بدحجابی و همچنین مقابله با گرانی ارز، حضور میدانی داشته باشند.
طی ماههای اخیر، امامجمعه مشهد بر فعالشدن نیروهای مردمی برای مقابله با بدحجابی تاکید کرده است.
همزمان با تداوم حملههای شیمیایی به مدارس دخترانه در استانهای مختلف ایران و تقویت احتمال دست داشتن نیروهای آتشبهاختیار پیرو علی خامنهای در این حملات، شنیدهها حاکی از آن است نهادهای امنیتی نگراناند دعوت امامجمعه مشهد برای حضور میدانی نیروهای خودسر علیه بدحجابی، به تقویت نظریه نقشداشتن نیروهای حکومت در حملههای شیمیایی به مدارس دخترانه به قصد انتقامگیری از زنان و ایجاد فضای رعب و وحشت میان آنها، منجر شود.
مصاحبه جمیله علمالهدی با رسانه ونزوئلایی، جنبههای جالب توجهی دارد. او درباره مرگ مهسا امینی حرف زده و از آن تحت عنوان «قتل» یاد کرده است. او گفته مرگ مهسا امینی در حالی بزرگنمایی کردند که «هیچ رسانهای» داستان مرگ مردی که برای نجات یک زن جانش را از دست داده بود، بازتاب نداده است.
علمالهدی در بخش دیگری از این مصاحبه میگوید «زنان ونزوئلا در عین حال که روشنفکرند، دوستدار خانوادهاند.»، اما مشخص نیست منظور او از روشنفکری چیست! او در جای دیگری از «طرد سوبژکتیویسم» بهعنوان ایده مرکزی آیتالله خمینی حرف میزند و میگوید غرب زنان را استثمار کرده و اساسا چرا زنان باید به اندازه مردان کار کنند و درس بخوانند؟
جمیله علمالهدی دختر امام جمعه مشهد و همسر رییس جمهور که در سفر ابراهیم رئیسی به آمریکای لاتین، همسرش را همراهی کرده در مقابل دوربینهای تلویزیون «تلهسور» ونزوئلا حاضر شده و گفتوگویی با این رسانه کرده است. علمالهدی از «کنگره بینالمللی زنان موفق» به عنوان دستاورد خود تحت عنوان بانوی اول ایران یاد کرده و درباره آن توضیحاتی داده است. جالب اینجاست که به طور رسمی، معاونت زنان ریاست جمهوری بهعنوان عامل برگزار کننده این کنگره معرفی شده بود.
همسر ابراهیم رئیسی گفته برای برگزاری کنگره زنان تاثیرگذار با همسر مادورو مشورت کرده و او بوده که همسر رییس جمهور ایران را تشویق کرده که این کنگره را برگزار کند. بعد از این هم اتحادیهای با حضور همسر مادورو تشکیل شده که کلمه به کلمه اساسنامه کنگره، با مشورت آنها نوشته شده است.
جملیه علمالهدی در این مصاحبه رسما برگزاری کنگره را «ایده» خودش میخواند و میگوید: «ایده من این بود که یک برنامه بینالمللی درباره خانمها داشته باشیم که بدون فاصله رسانهای بتوانیم هم دیگر را ببینیم.»
علمالهدی در پاسخ به سئوالی درباره کنگره زنان تاثیرگذار گفته است: «هدف من این بود که با خانمهای کشورهای دیگر گفتوگو کنیم و بر اساس آن، ایدههای مشترک را پیدا کنیم. یکی از اولین کسانی که این ایده را با او مطرح کردم، خانم سیلیا(سیلیا فلورس همسر نیکولاس مادرو) بودند که از ونزوئلا مهمان ما بودند. من این را مطرح کردم. ایشان بنده را تشویق کردند و گفتند کار خیلی جالبی است و ما موفق شدیم اتحادیه بینالمللی زنان تاثیرگذار جهان را تشکیل بدهیم. جمله به جمله اساسنامه را با هم مشورت کردیم و اهداف و اصول و حتی کلمات آن را با هم چک کردیم و در نهایت هشتاد تا از این بانوان انتخاب شدند.
چند بازدید هم برای خانمها داشتیم. اولین بازدید از حرم حضرت معصومه بود. ایشان یک بانونی ۲۵ ساله هستند که بیش از ۱۰۰۰ سال پیش مهمان ایرانیها بودند و همانجا فوت کردند. ایشان نوه پیامبر هستند ما هرچه در ایران داریم، مربوط به ایشان است.
رشد علمی ایران بیشتر در قم انجام شده است. دومین بازدید خانم ها، از نمایشگاه بانوان دانشمند و مخترع ما بود. آنها کسانی بودند که توانسته بودند اطلاعات خود را به فروش برسانند. تقریبا حدود ۱۰۰۰ خانم در این شرایط در ایران بودند و ما حدود ۸۰ تای اینها را توانستیم در شهر تهران جمع کنیم.
این نمایشگاه خیلی روی مهمانان ما تاثیر گذار بود؛ اینها باور نمیکردند بانوان ایرانی این همه رشد کرده باشند. یکی از خانمهای خیلی اثرگذار، خانمی بود که ۶۴ رادیو دارو اختراع کرده بود. او نمونهای بود از اینکه ما چرا دانش هستهای را لازم داریم. چون همه ما را متهم میکردند که ما دانش هستهای را برای بمب احتیاج داریم؛ این خانم نشان داد چطور از دانش هستهای میشود دارو اختراع کرد و این برای مهمانان خیلی مهم بود.
علمالهدی در پاسخ به سئوالی درباره نظر او در خصوص جامعه ونزوئلا گفته «من قبلا هم فکر میکردم که ارزشهای مشترکی بین دو کشور باشد؛ اما با ملاقاتهایی که داشتیم بیشتر متوجه شدم که ارزشهای مشترکی داریم. خیلی خوشحال شدم که دیدم خانمهای ونزوئلایی خیلی روشنفکر هستند، در عین حال به خانواده اهمیت میدهند. این بهنظر من اشتراک زیادی ایجاد میکند. جریانهای فکری طرفدار حقوق زنان خیلی به خانواده اهمیت نمیدهند. بیشتر درباره خشونت علیه زنان در خانواده بحث میشود، در حالی که خشونتهای سازمانیافته بیرون از خانواده علیه زنان بسیار شدیدتر است. در واقع بهنظر اینطور میآید که بدون پشتیباتی خانواده، دولتها زنان را استثمار میکنند. زنان دو برابر مردها به دولتها خدمت میکنند و دولتها به بهانه آزادی، از آنها بهرهبرداری میکنند؛ یک بهرهبرداری به عنوان نیروی کار و یک بهرهبرداری به عنوان نیروی جنسی.»
چرا ما زنان باید مثل مردان کار کنیم و درس بخوانیم و رفتار خشونتآمیز داشته باشیم؟
فکر نکنید من میخواهم از مردان بداخلاق حمایت کنم؛ به هیچ وجه! رفتار بد مردان در خانواده مثل رفتار بد زنان در خانواده بداخلاقی محسوب میشود و منفی است. میدانم شما در ونزوئلا عدالتخواه هستید. ما مخالف ظلم هستیم. در حالی که ما میخواهیم زن، زن باشد. چرا باید مثل مردان کار کنیم؛ مثل مردان درس بخوانیم و دائما رفتارهای خشونتآمیز داشته باشیم؟
جمیله علمالهدی در پاسخ به سئوالی درباره ناآرامیها و اعتراضات اخیر در ایران گفته آمریکا سالها از دیکتاتوری در ایران حمایت میکرد و در همین ماجرا هم از فرزند و خانواده همان دیکتاتور دوباره حمایت کرد. یک ضربالمثل ایرانی هست که میگوید دم خروس بوده است. در این هیاهوی رسانهای، برای کشته شدن یک زن، وارثان دیکتاتور قدیمی آمدند و از آنها حمایت شد. یک امپراتوری بزرگ رسانهای شکل گرفت. دیکتاتوری الان مدلهای مختلف دارد؛ دیکتاوری اقتصادی، سیاسی، مدیریتی، علمی و رسانهای. ما گرفتار همه انواع این دیکتاوریها هستیم و از همه اینها آسیب دیدهایم. مثل خود شما.
علمالهدی در پاسخ به جزییات علت مرگ مهسا امینی گفته است: «کسی در اداره پلیس دچار عارضه قلبی شد و تعدادی از کمیسیونهای پزشکی درگیر پیدا کردن علت «قتل» بودند. مثل همه مواردی که در کشور ما در هر ادارهای یا حتی در خانه اتفاق میافتاد. کمیسیون پزشکی تشکیل میشود، برای اینکه «عامل قتل» را پیدا کنند. کاری که برای همه انجام میشود. از این اتفاق علیه حاکمیت ایران، انقلاب اسلامی ما و رهبرما سوءاستفاده کردند.
ما یک ماموریت خیلی جدی داریم، برای اینکه در برابر دیکتاتورهایی که در جهان میخواهند به انقلاب ما آسیب بزنند، مقاومت کنیم. ما میگوییم جنگ، علیه خودپسندی و خودخواهی است. (علیه) سوبژکتیویسم. اساس فردگرایی سوبژکتیویسم است.
فلسفه خانواده، تعاون و همبستگی اجتماعی، همگی طرد سوبژکتیویسم است. این کتاب را من در باره نظر امام خمینی در طرد فردگرایی و سوبژکتویسیم نوشتهام. در واقع این فلسفهایست که امام خمینی ما را با آن تربیت کردند. امام خمینی یک جمله معروفی دارند که میگویند «از دامن زن، مرد به معراج میرود» و بانوان ایرانی این حرف را خوب متوجه شدند و فهمیدند برای اینکه انقلابی باشند، باید به فرزندانشان یاد بدهند از خودپسندی دست بردارند. نظام سلطه زمانی که متوجه شد که سربازانی که بدون هیچ امکاناتی میروند دفاع کنند، توسط زنانی در خانواده پرورش داده شدهاند، علیه خانواده در ایران شروع به فعالیت کردند. هنوز هم در عراق و سوریه و افغانستان و بوسنی و هر جای دیگری که ایران توانسته به آزایخواهان کمک کند، نتیجه خانوادهها بوده است.
دختران ما هدف بیشترین تهاجم فرهنگی هستند
همین موضوع باعث شد که حدود سی سال است علیه خانواده هر تلاشی بکنند. امروز دختران ما هدف بیشترین تهاجم فرهنگی هستند. ایمان و نجابت و علم و تعهدات خانوادگیشان همه مورد تهاجم فرهنگ رسانهای غرب است.
دیکتاتور رسانهای تلاش میکند خانوادهها را، به خصوص در ایران نابود کند. شما میدانید ما یک تمدن چند هزار ساله داریم. سن و سال آمریکا از درختان دانشگاهی که من در آن کار میکنم، کمتر است. این است که ایرانیها از تلاشی که آمریکا میکند خندهشان میگیرید. شما میدانید که همیشه خانوادهست که یک فرهنگ را حفظ میکند. کشور ما، ایران؛ تهاجم قدرتهای زیادی را در قرنهای مختلف دیده است. مغولها، عربها، از کشورهای مختلف؛ بهخاطر موقعیت سوقالجیشی خیلی خاصی که داشته است. با این حال کسی نتوانسته فرهنگ، زبان و آداب و رسوم ما را تغییر دهد. فرهنگی که حفظ اصول خانواده است.
به همین دلیل یک موضوعی مثل مهسا امینی را آنقدر بزرگ کردند. خیلی جالب است که بهعنوان پیروزی خودشان اهانت میکردند و نام دیکتاتور را به پدر واقعی و معنوی ما در ایران میدادند. پدری که مهربانی او را مردم با تمام جانشان احساس میکردند. واقعا مجسمه یک پدر واقعی هستند. بعد این رسانهها به ایشان میگویند دیکتاتور. این دیگر تحریف رسانهای نیست؛ این فریب و حقهبازی است.
در همین ماجرایی که دیدید، بهترین بهترین پسران ما، حدود ۲۰ نفر جانشان را از دست دادند. آخرینش هفته پیش بود که چند تا آدم بدجنس، مزاحم یک دختر شدند. این پسر که فردا شبش عروسی خودش بود، رفت که کمک این دختر بکند و آنها او را چاقو چاقو کردند. چند ملیون جمعیت ایران برای این پسر گریه کردند. تشییع جنازه بسیار باشکوهی برای او برگزار کردند. ولی یک کلمه در هیچ رسانهای گفته نشد.
فیلم منتشر شده از همسر رئیسی در مصاحبه با تلویزیون ونزوئلا بازتاب گستردهای در شبکههای اجتماعی داشته است. در این ویدیو که در شبکههای اجتماعی فراگیر شده، جمیله علمالهدی همسر سیدابراهیم رئیسی به شبکه تله سور ونزوئلا میگوید: «سن درختان دانشگاهی که من در آن تدریس میکنم(دانشگاه شهید بهشتی) بیشتر از سن آمریکاست؛ برای همین ایرانیان از تلاشهای آمریکا خندهشان میگیرد.»
این در حالی است که دانشگاه شهید بهشتی ۶۴ ساله است و آمریکا ۲۴۷ سال پیش به استقلال رسید؛ هرچند شاید عمر درختان محوطه دانشگاه بیش از چند سال نباشد.
جمیله علمالهدی در گفتوگو با شبکه تلویزیونی تله سور ونزوئلا، همچنین درباره همایش چند ماه پیش در تهران گفت: در این همایش زنان تاثیرگذار تقریبا یک هزار زن شرکت کردند، توانستیم ۸۰ زن از شهر تهران بازدید کنند و آن همایش تاثیر زیادی روی مهمانان ما گذاشت. یکی از اولین افرادی که با ما تماس گرفت، همسر رییس جمهور نیکلاس مادورو بود، او یکی از افرادی است که مرا به برگزاری این نوع همایش تشویق کرد.
او در بهمن سال گذشته، «کنگره بینالمللی زنان تاثیرگذار» را میزبانی کرد و همین همایش باعث شد نام «بانوی اول» برایش عنوان شود. هرچند خودش معتقد است که عنوان «بانوی اول» مختص همسر مقام معظم رهبری است.این همایش انتقادات زیادی را در بر داشت. به گفته فاطمه حقیرسادات دبیر علمی این کنگره، مبلغ ۲۰ هزار یورو به هر یک از برندگان آن داده شد. مخارج و جوایز پرهزینه این مراسم موجی از انتقادات و نارضایتیها را بهسوی همسر رییس جمهور روانه کرد. بسیاری از رسانهها هدف این همایش و میزان اثرگذاری آن را زیرسئوال بردند و خواستار شفاف شدن میزان هزینههای خرجشده و بودجه آن شدند. آنها درباره معیارها و منابع مالی سئوال کردند اما تا کنون هیچ مقام رسمی یا هیچ کدام از برگزارکنندگان مراسم پاسخی ندادهاند.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، نقش رسمی برای همسر رییسدولت در نظر گرفته نشده، هیچ منبع مالی، ردیف بودجه یا شرح وظایفی برای نقشآفرینی وی دیده نمیشود و اساسا وی نمیتواند به صورت قانونی درباره مسایل و موضوعات مختلف با عنوان همسر رییسجمهور اظهارنظر کند یا دیدارهای رسمی داشته باشد. با این حال علمالهدی بدون نظر گرفتن خلاءهای قانونی، با عنوان رسمی همسر رییسجمهوری ایران میخواهد حضوری پررنگتر داشته باشد و در مسایل بینالمللی و سیاست داخلی مداخله داشته باشد.
«جمیله علمالهدی» در سفر به ونزوئلا، از برگزاری «همایش زنان تاثیرگذار»، سخن رانده است. این همایش بسیار خبرساز شده بود و حتی همسران روسای کشورهای اسلامی همسایه در این نشست شرکت نکردند.
علمالهدی از «کنگره بینالمللی زنان موفق» بهعنوان دستاورد خود تحت عنوان بانوی اول ایران یاد کرد و گفت که برای برگزاری کنگره زنان تاثیرگذار، با همسر «مادورو» مشورت کرده و او بوده که همسر رییسجمهوری ایران را تشویق کرده است که این کنگره را برگزار کند. بعد از این هم اتحادیهای با حضور همسر مادورو تشکیل شده که کلمه به کلمه اساسنامه کنگره، با مشورت آنها نوشته شده است.
رسانههای جمهوری اسلامی گزارش داده بودند که اولین «کنگره بینالمللی بانوان تاثیرگذار» با حضور جمیله علمالهدی، همسر ابراهیم رئیسی، و همسران روسای چند دولت خارجی کار خود را از عصر جمعه، ۳۰ دی ماه ۱۴۰۱، در سالن اجلاس سران در تهران آغاز کرده است.
در واقع برگزاری کنگره «زنان تاثیرگذار جهان» با میزبانی جمیله علمالهدی همسر رییسجمهوری اسلامی ایران برگزار شد که ظاهرا برگزاری آن، پاسخی بود به فشارهای همهجانبه به جمهوری اسلامی بعد از اعتراضاتی که در واکنش به درگذشت مهسا امینی در ایران آغاز شد.
در فهرست اولیه مهمانان این کنگره بهطور اجمالی عناوینی نظیر بانوی اول کشورها، وزرا، نمایندگان مجلس، دانشمندان و کارآفرینان از ۵۸ کشور از جمله صربستان، ارمنستان، ازبکستان، عراق، پاکستان، کویت، بورکینافاسو، قرقیزستان، سریلانکا، گینه، لبنان، روسیه و ونزوئلا دیده میشد. اما در نهایت تنها «آنا هاکوبیان» همسر نیکول پاشینیان نخست وزیر ارمنستان، همسر نخست وزیر بورکینافاسو(که هیچ اسم و عکسی از او در اینترنت پیدا نشد)، «آیگل جباروف» همسر صدر جباروف رییس جمهور قرقیزستان، «تامارا ووچیچ» همسر الکساندارا وچیچ رییس جمهور صربستان، همسر رییسجمهور پیشین گینه، همسر رییسجمهور پیشین نیجر، فرستاده ویژه بانوی اول نیجریه، بانوی اول پیشین سریلانکا، فرستاده ویژه رییس جمهور سوریه، زینب نصرالله دختر سیدحسن نصرالله دبیر کل حزبالله لبنان و همچنین رئیس شورای مرکزی اتحادیه زنان ترکمنستان در این نشست حضور پید ا کردند.
در حالی که در دعوتنامه اولیه رسانهها برای حضور در این کنگره، وعده حضور بانوی اول کشورها، وزرا، نمایندگان مجلس، دانشمندان و کارآفرینان از ۵۸ کشور جهان داده شده بود. انتظار میرفت بانوی اول نزدیکترین دوستان جمهوری اسلامی یعنی روسیه، چین و سوریه یا دستکم تعدادی از وزرا یا نمایندگان مجلس این کشورها هم در نشستی که در راس آن همسر رییس جمهور جمهوری اسلامی قرار گرفته حضور داشته باشند، اما ظاهرا دستگاه دیپلماسی در این فقره موفق نبوده است.
به جز «حمدا بنت حسن السلیطی» نایب رییس مجلس شورای قطری و چند وزیر کشور آفریقایی، در میان مهمانان این کنگره خبری از وزرای بهنام یا نمایندگان مجلس یا حتی سیاستمداران عالیرتبه کشورهای مهم جهان نبود. عدم حضور بانوان اول کشورهای مهم همسایه و کشورهای به اصطلاح «مسلمان» در این نشست هم موید بحران دولت در سیاست روابط با همسایگان است؛ سیاستی که ظاهرا در راس سیاست خارجی دولت ابراهیم رئیسی قرار گرفته بود. همسر نیکول پاشینیان نخست وزیر ارمنستان درحالی در کنار جمیله علمالهدی قرار گرفته که ایران درگیر جنگ سرد با جمهوری آذربایجان است بنابراین سفر بانوی اول ارمنستان به ایران، بیش از آنکه بهخاطر خود جمهوری اسلامی باشد، پیامی برای آذربایجان و متحد منطقهایاش ترکیه است.
جالب اینجاست که «شیرانتی راجاپاسکا» همسر ماهیندا راجاپاسکا رییس جمهور سابق سریلانکا هم در میان مهمانان این نشست دیده میشود. ماهیندا برادر گوتابایا راجاپاسکا رییس جمهور مستعفی سریلانکاست که در جریان اعتراضات جولای ۲۰۲۲ از کشور فرار کرد. هنوز تصاویر معترضان سریلانکایی بعد از «فتح کاخ ریاست جمهوری راجاپاسکا» و شنا در استخر کاخ از یاد مردم نرفته است. بعد از فرار گوتابایا با یک جت جنگنده، هیمنه خاندان راجاپاسکا که در بحران اقتصادی این کشور نقش مهمی بازی کردهاند، فروپاشیده است.
جالب است که در این کنگره، جوایزی به هفت نفر تحت عنوان زنان تاثیرگذار داده شد. یکی از این افراد «واناجان سانگیران لی» استادیار شیمی دانشگاه مالایا است. جالبتر اینجاست که برگزارکنندگان کنگره از سمت گیرنده جایزه خود خبر ندارند و چه در اعلام اسامی برندگان و چه در پوشش خبری گنگره در ارگان رسمی اطلاعرسانی دولت ایرنا، به اشتباه او را استاد یک دانشگاه تایلندی معرفی کردهاند.
کنگره زنان تاثیرگذار از فرصتی که داشت برای حمایت از آقازادههای همسو هم استفاده کرد. جایزه دوم به «سوده غفوریفرد» دختر حسن غفوریفرد نماینده پیشین مجلس، عضو سابق شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی و رییس هیات بازرسی و نظارت شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید. سوده غفوریفرد استادیار دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و مدیر دفتر استعدادهای درخشان و نخبگان دانشگاه شهید بهشتی است.
«جمیله علمالهدی» «همایش زنان تاثیرگذار» ۳۰۰ نفری
در همین بخش بهفردی بهنام «کازان سوا النا» از کشور روسیه هم جایزه داده شد. نه در پوشش خبری و نه در اعلام اسامی برندگان هیچ اشارهای به چرایی تاثیرگذار بودن این فرد نشده، اما به گفته فاطمه حقیرالسادات دبیر علمی کنگره بینالمللی بانوان تاثیرگذار در گفتوگو با رویداد۲۴، «النا» موزیسین، فعال اجتماعی، مجسمهساز و دارای دکترای بیولوژی است.
به گفته رویداد۲۴، خانم النا همکاریهایی با دانشگاه مشهد داشته و ظاهرا این موزیسین روس دوستانی در مشهد دارد. او در صفحه اینستاگرامش اکانت «جایزه جهانی گوهرشاد» را دنبال میکند. الناکازان سوا النا در رزومهاش بخشی را به نحوه گذران اوقات فراغتش اختصاص داده و در آن به مواردی همچون «رقصیدن بوگی، ووگی، سالسا و لزگی» اشاره کرده است. جالب اینجاست که النا خود را خبرنگار و عکاس معرفی کرده است. به این ترتیب ظاهرا یک خبرنگار بینام و نشان روس توسط دولت ابراهیم رئیسی به تهران دعوت شده و جایزه زن تاثیرگذار را گرفته در حالی که تعداد زیادی از خبرنگاران زن تاثیرگذار ایران در زندانند.
از «ماریا بئاتریس یونس» که بهعنوان «بانوی تاثیرگذار آرژانتین» معرفی شده و دریافتکننده جایزه بانوان تاثیرگذار جهان در کنگره زنان بود هم هیچ اطلاعاتی در اینترنت پیدا نشده است. نه در متن سخنرانی و نه در متن خبرهای مرتبط با این کنگره هم اشارهای به نحوه تاثیرگذاری این بانوی آرژانیتی نشده، اما ظاهرا ارتباط خانم یونس با ایران مسبوق به سابقه است. او سخنرانی کوتاهی را به زبان فارسی ایراد کرده و در آن اشاره میکند که این دومین جایزهای است که به آرژانتین میبرد. او در سخنرانی خود جای «خواهران مسلمان شبکه زنان آمریکای لاتین» را که «ایران را خانه دوم خود میدانند» خالی کرده است.
فاطمه حقیرالسادات درباره ماریا از آرژانتین هم به راهاندازی «دو-سه پروژه بزرگ» و یک مرکز تحقیقاتی توسط او اشاره کرده و گفته «ماریا بئاتریس یونس از دانشآموختگان جامعه المصطفی است.»
«جامعهالمصطفی العالمیه» یک نهاد دینی است که با هدف گسترش علوم اسلامی، انسانی و اجتماعی شیعه انبوهی از طلاب را از سراسر جهان تحت پوشش قرار داده است. در سالهای اخیر رقم بالای بودجه این نهاد حوزوی که در قانون بودجه هر سال مصوب میشود انتقاداتی را بههمراه داشته است.
پن آبه شیامی هم یکی از افرادی بود که جایزه کنگره را بهعنوان زن تاثیرگذار از کشور چین دریافت کرد. در مورد او هم هیچ توضیحی درباره نحوه تاثیرگذاریاش داده نشده، اما از خلال سخنرانی او بعد از دریافت جایزه میشد فهمید که او یک «تاجر چینی» است که به گفته خودش از دریافت جایزه بسیار تعجب کرده است.
بهگفته فاطمه حقیرالسادات در گفتوگو با رویداد۲۴، مبلغ ۲۰ هزار یورو(معادل یک میلیارد تومان) بههمراه یک گواهی از طرف کمیسیون ملی یونسکو به هر یک از برندگان این کنگره اعطا شده است. دبیر علمی کنگره در پاسخ به سئوال روید۲۴ درباره اسامی داوران این مسابقه از اعلام اسامی داوران سرباز زد و آن را دستکم برای دو سال محرمانه خواند. هزینه جوایز به انضمام هزینه برگزاری نشستی با این ابعاد بسیار هنگفت است. در صورتی که ادعای برگزارکنندگان کنگره در مورد حضور ۳۰۰ مهمان خارجی در این نشست صحت داشته باشد، هزینه بلیط هواپیما، اسکان ۵ روزه آنها در هتل پارسیان اوین و گردشهای آنها در ایران سرسامآور خواهد بود.
چرایی این خاصه خرجی بزرگ دولت و برگزاری مهمانی ۳۰۰ که از جیب بیتالمال به انضمام ۵ روز گشت و گذار در ایران و اعطای جوایز سنگین به افرادی که مشخص نیست چه تاثیرگذاری داشتهاند، در وضعیت بد اقتصادی کشور موضوع مهمی است.
در حقیقت دولت رئیسی برای اینکه بگوید «اخراج ایران از کمیسیون مقام زن سازمان ملل» و دیگر تحریمهای خارجی تاثیری نداشته، در اقدامی عجیب مهمانانی دعوت کرده تا نشان دهد رابطه جمهوری اسلامی ایران با دنیا طبیعی است. این در حالی است که ظاهرا برای دعوت از مهمانان یک جستوجوی ساده هم انجام نشده تا بفهمند دعوت از همسر یک رییسجمهور سقوط کرده، چه پیامی به دولت کنونی آن کشور دارد!
جالب آن است که زنان مهمانان با پوششی که هیچ سنخیتی با حجاب اجباری در ایران نداشت، در مراسم حاضر شدند!
همایش زنان تاثیرگذار بسیار خبرساز شد و حتی همسران روسای کشورهای اسلامی همسایه، از جمله «امینه اردوغان»، همسر رییس جمهوری ترکیه و «اسما اسد»، همسر رییس جمهوری سوریه در این نشست شرکت نکردند. از عراق، مصر، چین، روسیه و کشورهای شمال ایران نیز نمایندهای در این کنگره شرکت نکرده بود.
عبارت بانوی اول هم در این همایش خبرساز شد و «مهدی فضائلی»، عضو دفتر نشر آثار «علی خامنهای تلویحا از این عبارت انتقاد کرد و نوشت: «کم نبودهاند بانوان بزرگ و عالیقدری که در کنار مردان بزرگ نقشآفرینی کردهاند اما خطا است که دولتمردان برای تکریم آنها از الگوی نابهجای بیگانگان کپیبرداری کنند.»
«حسین امیر عبداللهیان»، وزیر امور خارجه ایران در مصاحبهای تلویزیونی گفت که برخی از میهمانان خارجی به همسر رئیسی بانوی اول میگفتند اما علمالهدی میگفته که من بانوی اول نیستم و بانوی اول همسر خامنهای است.
در جریان خیزش سراسری مردم علیه جمهوری اسلامی، نیروهای سرکوبگر حکومت بیش از ۵۰۰ نفر از شهروندان ایرانی، از جمله زنان و کودکان را کشتند و خبرهای متعددی منتشر شد از تعرض، آزار و تجاوز جنسی در زندانها علیه دخترانی که در بازداشت بهسر میبرند.
در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی با نادیدهگرفتن واقعیتها، و در اقدامی شعاری و فریبنده، اقدام به برگزاری کنگرهای حکومتی کرد و کوشید با استناد به حضور همسران روسای جمهوری چند کشور، آن را بینالمللی بخواند.
چنین نشستی درحالی برگزار شده که جمهوری اسلامی همچنان با خیزشی سراسری دستبه گریبان است که شعار محوری آن «زن، زندگی، آزادی» است و جرقه آن با کشتهشدن مهسا امینی بهدلیل نحوه پوشش زده شد.
در همین حال، و در اقدامی بیسابقه در تاریخ سازمان ملل متحد، بهدلیل اعمال تبعیض نهادینهشده علیه زنان در بیش از چهار دهه گذشته و بالا گرفتن اعتراض زنان به پایمالشدن حقوقشان در جریان خیزش سراسری چهار ماه گذشته، جمهوری اسلامی از کمیسیون مقام زن سازمان ملل متحد اخراج شد.
جمهوری اسلامی روز چهارشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۱، از یک نهاد مهم سازمان ملل متحد اخراج شد. اکثریت ۵۴ عضو شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد به اخراج جمهوری اسلامی ایران از «کمیسیون مقام زنان» رای دادند.
پیشنهاد اخراج ایران موضوع اصلی قطعنامهای بود که برخی کشورها همچون نیوزیلند ارائه کرده بودند و علت آن سیاستهای مغایر با حقوق زنان و دختران بود که حکومت ایران دنبال میکند. طرفداران اخراج جمهوری اسلامی ایران در ضمن اعدامها و سرکوب خونین معترضان در ایران را محکوم کردند.
پس از سخنرانی نمایندگان کشورهای مختلف، شورا با ۲۹ رای موافق، ۸ رای مخالف و ۱۶ رای ممتنع، به اخراج جمهوری اسلامی از کمیسیون مقام زنان(Commission on the Status of Women) رای داد.
آرژانتین، اتریش، بلژیک، بنین، بلغارستان، کانادا، شیلی، کلمبیا، کرواسی، جمهوری چک، دانمارک، فنلاند، فرانسه، یونان، گواتمالا، اسرائیل، ایتالیا، ژاپن، لتونی، لیبی، لیبریا، مونتهنگرو، نیوزیلند، پاناما، پرو، پرتغال، کره جنوبی، بریتانیا و آمریکا به پیشنویس قطعنامه رای مثبت دادند.
کشورهایی که رای مخالف دادند، عبارتاند از: بولیوی، چین، قزاقستان، نیکاراگوئه، نیجریه، عمان، روسیه و زیمبابوه. شانزده کشوری هم که رای ممتنع دادند، از این قرارند: بنگلادش، بوتسوانا، کنگو، ساحل عاج، ایسواتینی(سوازیلند سابق)، گابون، هند، اندونزی، ماداگاسکار، جزیره موریس، مکزیک، جزایر سلیمان، تایلند، تونس و تانزانیا.
در این نشست، گروهی از کشورهای مدافع جمهوری اسلامی به رهبری ونزوئلا، ضمن معرفی خود بهعنوان «گروه دوستان منشور سازمان ملل متحد»، با اخراج جمهوری اسلامی از کمیسیون مخالفت کردند. آنان مدعی بودند که این اخراج مغایر با قوانین و مقررات موجود است. نماینده روسیه نیز به همین علت خواهان صدور نظر حقوقی در این مورد شد. طبق قوانین شورا این تقاضا باید ۲۴ ساعت پیش از جلسه و بهطور کتبی ارائه میشد، مگر اینکه شورا این شرط را لغو کند. به خواست روسیه، این مسئله به رای گذاشته شد و اکثریت شورا با ۲۶ رای مخالف، ۱۲ رای موافق و ۱۱ رای ممتنع، خواست مسکو برای تعلیق این شرط را رد کرد.
سوریه، بلاروس، پاکستان و چین، از دیگر کشورهایی بودند که علیه پیشنهاد اخراج ایران صحبت و بهشدت با آن مخالفت کردند.
نماینده چین گفت قطعنامه اخراج ایران از کمیسیون وضعیت زنان با «انگیزههای شرورانه» تنظیم شده و پکن مخالف آن است. او گفت چین باور دارد دولت ایران خود میتواند مسائل داخلیاش را حل کند. نماینده روسیه هم این پرسش را مطرح کرد که چرا آمریکا، بریتانیا، فرانسه، آلمان و لهستان، که به ادعای او تظاهرات صلحآمیز را سرکوب میکنند، اخراج نمیشوند؟ نماینده پاکستان هم اخراج را مخالف رویه قانونی شورا دانست و با آن مخالفت کرد.
***
شایان ذکر است که زنان و بسیاری از آقازادههایی سران و مقامات جمهوری اسلامی، در تفکر ارتجاعی و زنستیز و آزادیستیز همسران و پدران و همچنین در فساد مالی آنها شریک هستند.
زهرا مشیر، همسر محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی است. او که با استفاده از رانت همسرش، سمتهایی همچون عضویت در هیئتمنصفه دادگاه مطبوعات، ریاست دانشکده مدیریت و علوم انسانی واحد تهرانشمال در دانشگاه آزاد و همچنین مدیریت کل امور بانوان شهرداری تهران را در کارنامه دارد، نامش در پرونده فساد مالی سنگین همسرش در شهرداری تهران مطرح شد.
یکی از اعضای سابق شورای شهر تهران در سال ۱۳۹۷، فاش کرده بود که محمدباقر قالیباف، از حساب شهرداری تهران و بهطور غیرقانونی، به حساب موسسه خیریهای که متعلق به همسرش بود ۶۰ میلیارد تومان واریز کرده و دستکم سه قطعه زمین شهرداری تهران به مساحتهای ۷۰ هزار متر، هفتهزار متر و سههزار متر را به این خیریه اهدا کرده است.
همچنین ماجرای سفر جنجالی زهرا مشیر به استانبول بههمراه دختر و دامادش که براساس برخی گزارشها برای خرید دو واحد آپارتمان و طبق گزارشهای دیگر با هدف خرید سیسمونی نوزاد بوده است، موجی از انتقادها را به سوی رئیس مجلس شورای اسلامی که ادعای «سادهزیستی» دارد، روانه کرد.
طیبه ماهروزاده، همسر غلامعلی حداد عادل، مشاور و از اقوام نزدیک علی خامنهای است که او را رکورددار مناصب دولتی و حکومتی در ایران مینامند. این سخنان طیبه ماهروزاده در آبان ۱۳۹۸ و در تلویزیون حکومتی ایران جنجالی شده بود: «مدرسه غیرانتفاعی تاسیس کردیم، چون وقتی پسرم به سن دبیرستان رسید و میخواست به رشته علوم انسانی برود، مدرسه مناسبی برایش وجود نداشت.»
شماری از فعالان سیاسی و روزنامهنگاران ایرانی همان زمان در پاسخ به ماهروزاده گفتند اینکه سران نظام جمهوری اسلامی مدارس دولتی را بیکیفیت و دور از شان خود میدانند و برای فرزندانشان مدارس خاص و ویژه تاسیس میکنند، نشاندهنده نگاه از بالا به پایین و «ظالمانه» حاکمان نظام به شهروندان است.
طیبه ماهروزاده و همسرش دستکم ۱۲ مدرسه غیرانتفاعی و زنجیرهای در تهران بهنام «فرهنگ» دارند که عمده زمینهای مدارس و هزینههای ساخت بناها را از بودجهها و زمینهای دولتی و حکومتی به دست آوردهاند. بیشتر شاگردان این مدارس را فرزندان سران جمهوری اسلامی تشکیل میدهند و مبلغ شهریههای آن «چند صد میلیون تومانی» عنوان شده است.
پرویز فتاح، رییس سابق بنیاد مستضعفان، سال ۱۳۹۹ در یک برنامه تلویزیونی فاش کرده بود که حداد عادل و همسرش حداقل دو ملک متعلق به بنیاد مستضعفان به مبالغ ۲۰۰ میلیارد و ۴۰۰ میلیارد تومان در آن سال را برای ساخت مدارس خود، بهصورت غیرقانونی تصاحب کرده و پس ندادهاند. پرویز فتاح بعدها تحت فشارهای حکومتی، به عذرخواهی از خانواده حداد عادل مجبور شد.
همچنین انتشار تصاویری از طبیه ماهروزاده و غلامعلی حداد عادل در یک فروشگاه گران و «فستفشن» در لندن در سال ۱۳۸۷، درحالی که طیبه ماهروزاده آنجا برخلاف ایران چادر به سر نداشت، مجددا انتقادهای زیادی را به سمت این خانواده سرازیر کرد.
مرتضی الویری، عضو سابق شورای اسلامی شهر تهران و شهردار پیشین پایتخت ایران، سال ۱۳۹۸ در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرده بود که در ۱۲ پرونده فساد مالی از محمدباقر قالیباف در دوران ریاستش بر شهرداری تهران، نام همسران قاسم سلیمانی، فرمانده کشتهشده سپاه قدس و همچنین محمدعلی جعفری، فرمانده اسبق سپاه پاسداران به چشم میخورد؛ پروندههایی که تنها مبلغ اختلاس یکی از آنها، ۱۳ هزار میلیارد تومان در اوایل دهه ۹۰ بوده است.
همچنین مهدی خزعلی، فعال سیاسی ساکن ایران، نیز در همان نشست مشترک با مرتضی الویری، خبر داد که «پروندههای فساد اقتصادی مرتبط با همسران قاسم سلیمانی و محمدعلی جعفری به قوه قضاییه ارسال شده»، اما تاکنون هیچ خبری درباره نتیجه این پرونده منتشر نشده است.
اسامی همسران این دو مقام سپاه پاسداران، هیچگاه در رسانههای داخل ایران منتشر نشده است و تنها از همسر جعفری بهعنوان «خواهر حجتالاسلام بشردوست» یاد شده است که میتواند نشاندهنده تفکرات زنستیزانه فرماندهان سپاه باشد.
درحالی که برخی از چهرههای سیاسی و نزدیک به سیستم جمهوری اسلامی گزارشها و افشاگریهای زیادی درباره فسادهای مالی و اختلاسهای قاسم سلیمانی و همسرش منتشر کردهاند، پس از کشته شدن فرمانده اسبق سپاه قدس در عراق، نام زینب سلیمانی که پس از فوت پدرش با فرزند سیدهاشم صفیالدین، معاون اجرایی حزبالله لبنان ازدواج کرد، بارها بهدلیل مباحث مالی یا سبک زندگیاش بر سر زبانها افتاد.
اختصاص بودجه ۵/۸ میلیارد تومانی در آذرماه ۱۳۹۹به بنیاد قاسم سلیمانی که مدیریتش بر عده زینب سلیمانی است، موجی از انتقادها را بابت اتلاف بیتالمال بههمراه داشت. در ادامه انتشار تصاویری از زینب سلیمانی که تلفن همراه آیفون ۱۳ پرومکس در دست داشت(گرانترین تلفن همراه جهان در آن زمان) خبرساز شد و روزنامهنگاران زیادی از «تضاد زندگی لاکچری خانواده سلیمانی با ادعای سادهزیستیشان» سخن گفتند.
زینب که ازجمله معدود زنانی است که توانسته سخنران پیش از خطبههای نمازجمعه باشد، تجربه حملات چندباره به منتقدان جمهوری اسلامی و استفاده از کلمات تند را در ادبیات خود دارد. در یک نمونه، او در سال ۱۳۹۸ و پس از اینکه صبا کمالی، بازیگر ایرانی، «دختر آبی» را «مظلومتر از حسین بنعلی و یارانش» دانسته بود، در اینستاگرام بهشدت به او حمله کرد و دست به پروندهسازی امنیتی علیه این بازیگر زد تا اینکه صبا کمالی تحت فشار امنیتی به عذرخواهی مجبور شود.
همچنین در سال ۱۴۰۰، خبرهایی درباره کمکهای میلیاردی زینب سلیمانی به دختران مجرد لبنانی برای حمایت از ازدواج آنها، رسانهای و جنجالی شده بود. رسانههای اسرائیلی خبر دادهاند که عبدالله صفیالدین، عموی همسر زینب سلیمانی، نماینده حزبالله در ایران و مسئول شبکه قاچاق مواد مخدر حزبالله لبنان در خاورمیانه است.
نام همسران دیگر مقامها و چهرههای جمهوری اسلامی نیز در سالهای اخیر بارها در فضای سیاسی ایران، به سر زبانها افتاده است؛ از جمله صائبه روحانی، همسر حسن روحانی، رییسجمهوری پیشین ایران که بهخاطر برگزاری یک مراسم مجلل با هزینههای هنگفت در کاخ سعدآباد و البته اجرای «رقص لزگی» زنان جوان در این مراسم، با انتقاد نهادهای وابسته به دفتر علی خامنهای روبهرو شد.
زنانی که در مسیر سیاسی و اجتماعی که همسران پرنفوذشان تعیین کردهاند، حرکت میکنند و برخلاف بسیاری از همسران یا فرزندان سیاستمداران جهان که شخصیتی مستقل دارند، این زنان بیشتر به سوءاستفادههای سیاسی و مالی از منصب همسران خود تمایل دارند.
***
دستگاه روحانیت، یکی از مخوفترین دستگاههای تاریخ ایران است بهخصوص در حال حاضر، سر همه امام جمعهها به بیت خامنهای وصل است. همه آنها منتخب شخص خامنهاند. آنها مستقیما از دفتر او دستور میگیرند و هرگونه توهین و خرافه به عقل علیلشان میرسد بدون هیچگونه واهمهای علیه مردم بهویژه زنان نثار میکنند.
آنها منابع طبیعی و ثروتهای عمومی مملکت را مانند ارث پدری خود میدانند و هر کاری خواستند با این منابع میکنند بدون این که کمترین واهمهای از کسی داشته باشند. آنها هم از مردم خمس و دکاوت و حق امام میگیرند و هم بر درآمدهای کلان و بیحساب و کتاب دهها هزار اماکن به اصطلاح «مقدس» نظارت دارند. آنها به غیر از رهبر، به هیچ نهادی و مقامی جوابگو نیستند و خود را در راس همه امور و نهادهای دولتی میدانند.
حجتالاسلام علمالهدی ظهر روز در خطبه دوم نمازجمعه نخستین جمعه سال ۱۴۰۲ که در حرم امام رضا برگزار شد، با اشاره به سخنرانی خامنهای در روز اول فروردین ماه، گفت:
«وقتی میبینید دشمن با توطئه شیطانی، اغتشاش داخلی را برنامهریزی میکند و یک عده افراد ناآگاه نیز تحت تاثیر توطئه و رسانههای دشمن قرار میگیرد و دست به چنین حرکتی میزنند، آنچه در حرکت اول ظهور پیدا میکند، بیدینی و لامذهبی است که یک دختر روسری از سرش برمیدارد.»
او اضافه کرد: «فسق و فساد یک عده جوان که حتم باید در سلف سرویس دانشگاه، دختر و پسر باهم بنشینیم و باهم غذا بخوریم، این لامذهبیها ظهور و بروز پیدا میکند پس معلوم میشود تهاجم دشمن به دین شما از همه چیز بیشتر است، چون دین شما و ایمان شما را بنیه این نظام میداند؛ اگر دین شما لطمه پیدا کرد و ضربه خورد، بر پیکر استحکام و بنیه نظام ضربه وارد میشود و راه برای دشمن بیشتر باز میشود.»
حجتالاسلام سيدابراهيم حسينی، امام جمعه ساوه بر زبان آورد، اين بود «نماد شال سفيد مانند نماد سبز و بنفش جريان فتنه و مانند پرچم روسپیگری بر در خانههای روسپیهای دوران جاهليت است.»
آیتالله فلاحتی امام جمعه رشت و نماینده ولی فقیه در استان گیلان، در اختتامیه جشنواره تئاتر کودک ایثار در رشت گفت: «از تمام دخترانی که اینجا حجاب را رعایت نکردهاند، بیزارم.»
مهدی حسینی همدانی، امام جمعه کرج در خطبههای نماز جمعه، گفت: «این روزها با الگو قراردادن آموزههای غربی الگوهای اسلامی کمرنگ میشود. مردان در خانه بیکار بوده و زنان در جامعه در مشاغل به کارگیری میشوند که مطابق با شان آنها نیست و با این کار به دنبال از بین بردن نقش مادری، همسری و تربیتی هستند.»
۹ اسفند ۱۳۹۸، در زمان شیوع ویروس کرونان در ایران، علمالهدی با تعطیلی نماز جمعهها مخالفت کرده و نماز جمعه را فریضه الهی مینامید که نباید در هیچ شرایطی تعطیل شود.
علمالهدی تاکید کرده که «زبان انگلیسی نه تنها زبان علم نیست، بلکه زبان جهل است»؛ از شیطنتهای ناپاکانه انگلیس این بود که زبان انگلیسی را زبان علم معرفی کردند. اتفاقا انگلیسی زبان جهل است. برای نمونه عرض میکنم؛ ترجمه انگلیسی کتابهای فلاسفه غربی که عمدتا آلمانی هستند، به مراتب بیاعتبارتر از ترجمه فارسی آنها است و فیلسوف غربی هم حاضر نیست این ترجمه انگلیسی را به عنوان مرجع بشناسد. در حقوق، تمام منابع انگلیسی از اعتبار ساقط است… زبان انگلیسی، زبان علم نیست؛ زبان جهل و کلک است. زبان سیاست بازی و به هم زدن علم است. کتب علمی را به زبان انگلیسی ترجمه کردهاند. هیچ مجمع علمی ترجمههای انگلیسی را به عنوان مرجع علمی قبول ندارد. چه کسی گفته زبان انگلیسی زبان علم است؟
احمد علمالهدی بدحجابی را از «بدترین گناهان» میداند. در تیر ۱۳۹۵، از «آمران به معروف و ناهیان از منکر» خواست «به مبارزه با بیحجابی ادامه دهند.» او حامیان آزادی در گزینش یا برداشتن حجاب در ایران را، دستورگیرنده از «بیرون مملکت یعنی آمریکا و اروپا» میداند و «طرف دیگر آن نیز عدهای قدرت یاب فرصتطلب داخلی است که اگر فساد و شهوت در بین مردم صورت عادی و ارزشی پیدا کند و عبودیت و تقوا حذف شود آن گاه بستر استکبار و ظلم فراهم میشود.» او، بدحجابی را برابر با فساد اجتماعی و شهروترانی دانست که راه «سلطه استکباری آمریکا» در ایران را میگشاید.
علمالهدی در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۹، گفت: «دختران و زنان بدحجاب، خاکریز دشمن و سربازِ پیادهنظام آمریکا هستند… هرگاه زن و دختر بدحجاب آرایش کرده در برابر جوانی قرار میگیرد او را از مسیر دین خارج کرده و به مسیر فساد میکشاند و از این راه دشمن به هدف خود میرسد و این افراد بدحجاب چه بخواهند و چه نخواهند خاکریز اول جنگ نرم دشمن هستند و جبهه او را تغذیه میکنند.»
او در مرداد ماه سال ۱۳۹۱ در خطبههای نماز جمعه گفته بود: «بنا نیست زندگی شما هر جور که قبلا میگذشته الان هم همانطور باشد.
اگر مرغ در دسترس نیست آن را با یک ماده پروتئینی دیگر جایگزین کنید. مشهدیها مگر اشکنه پیاز داغ را یادتان رفته و آن زندگی را فراموش کردهاید؛ مگر قرار است برنامه همان باشد که قبلا بوده است.»
سخنرانیهای پرشمار احمد علمالهدی علیه زنان آزادیخواه و دعوت به اجرای قوانین واپسگرا، به این منجر شده که کاربران رسانههای اجتماعی در ایران، بارها او را با فرماندهان طالبان و داعش مقایسه کنند.
علم الهدی، گفته است:
«یک خانم بدحجاب باید احساس کند مردم از او متنفر هستند و ابراز نفرت از زن بدحجاب برای مردم یک تکلیف الهی است و برای این منظور به حرکت مردمی نیاز است.»(ایرنا، ۴ بهمن ۱۴۰۰، خبرگزاری رسمی دولت)
«دعوت به تنفر»، آنهم در حاکمیتی که کسب کار دایمیاش سرکوب و سانسور، کشتار و غارت است، همانند ریختن بنزین بر روی آتش است، غافل از این که آتش شعلهور شده، خود بنزینپاش را نیز بیرحمانه خواهد سوزاند!
ریاکاری و بهرهبرداری و سوءاستفاده از هر مسئلهای برای سران و مقامات جمهوری اسلامی مجاز است. اتفاقا خامنهای در سفر سال ۱۳۹۱ به استان خراسان گفته بود:
«بعضی از همینهایی که در استقبال امروز بودند و شما – هم جناب آقای مهماننواز، هم بقیه آقایان – الان در این تریبون از آنها تعریف کردید، خانمهایی بودند که در عرف معمولی به آنها میگویند «خانم بدحجاب»؛ اشک هم از چشمش دارد میریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباخته به این اهداف و آرمانهاست…»!
جمیله علمالهدی، پیشتر در سفر به روسیه گفته بود: «در سفر رییس جمهوری مانده بودیم چه هدیه معنوی به روسیه ببریم؛ گفتم آیا چهل حدیث درباره زنان داریم؟ گفتند نه.»
او گفت: «مفهوم معنویت با رفتار رییس جمهور در کاخ کرملین منعکس شد. نمازخواندن ایشان می گوید گفتمان دولت در حوزه معنویت چیست. امیدواریم رسانه های خودجوش همسو با جمهوری اسلامی این حرکتها را خوب تبیین کنند. علماء در تبیین این مسائل خوب فعالیت دارند.»
علمالهدی افزود: «بهنظر میرسد ما در مسئله زنان خیلی کم کاری داریم. چند روز پیش کتابی مربوط به همسر رییس جمهور آمریکا را به من دادند که در ایران ۳۷ بار ترجمه شده و هر بار با تیراژ بالا منتشر شده است. عنوان کتاب میشل رویای دختر آمریکایی است. از من خواستند مشابه این کتاب را بنویسم. کتاب را خواندم خیلی قشنگ و جذاب و تاثیرگزار بود. حتی بخشهایی از آن را به رییس جمهور نشان دادم و ایشان گفتند کتاب نوشتن شما در این زمینه کار درستی است.
او ادامه داد: اما رویای دختر ایرانی چیست؟ آیا رویای دختر ایرانی چنین چیزی است که من بر اساس آن زندگینامه خود را بنویسم؟ وقتی به زندگی همسران مدافع حرم نگاه میکنیم، میبینم رویای دختر ایرانی این نیست و کسانی دیگر باید این کتاب را بنویسند. بزرگترین دستاورد انقلاب اسلامی شهادتطلبی است. شهیدشدن، ممکن است ناشی از ضعف سیستمهای امنیت باشد. اما بزرگترین دستاورد آرزوی شهیدشدن است. کسانی که میتوانند دست به قلم شوند رویای دختر ایرانی را بنویسند.»
علمالهدی تاکید کرده است: «اضطرار دیگری که هست، اضطرار داشتن یک دانشنامه قوی در حوزه عفاف و حجاب است. در مورد عفاف و حجاب قوانین زیادی داریم. اما اگر کسی به صورت علمی بخواهد بداند عفاف و حجاب چیست ظاهرا چنین دانشنامه ای نداریم که بتواند مسائل اجتماعی و اخلاقی و غیره را پوشش دهد. مسئله در اینجا عفاف و حجاب است و نه زن و خانواده. مرز اصلی جنگ نرم عفاف و حجاب است. لذا امام وقتی آمدند قانون عفاف و حجاب را گذاشتند. انگلیسها وقتی رضاشاه را آوردند دقیقا بر سر عفاف و حجاب رفت. جبهه اول همواره عفاف و حجاب بوده و بقیه موضوعها در سنگرهای دیگر بوده است.»
روزنامه شرق، ۶ بهمن ۱۴۰۰ نوشته بود: «جمیله علمالهدی میخواهد میشل اوباما شود.»
شرق نوشته بود: «جمیله علمالهدی، دختر سیداحمد علمالهدی، امام جمعه مشهد و همسر سیدابراهیم رئیسی، رییسجمهور، گویا میخواهد فرای این نسبتها خود را بهعنوان یک کنشگر سیاسی مطرح کند.
دو سخنرانی در عرض چند روز او را به روی خط خبری رسانهها آورده است. سخنان چند روز پیش او در جامعهالزهرا مبنی بر اینکه رئیسی از او خواسته تا کتابی شبیه به خاطرات میشل اوباما بنویسد، بسیار بازتاب داشت.
همسر رئیسی اما بهتازگی در مراسم گرامیداشت روز زن نیز سخنرانی کرد و اینبار کوشید در حوزه گفتمانسازی و نظریهپردازی مطالبی را مطرح کند: «اگر بار انقلاب بر دوش ماست و قرار است به قله برسیم، باید دید چه ویژگی خاصی دارد. زنان در این راستا کار میکنند. ما میتوانیم این کار را بهویژه در جایی مانند وزارت خارجه که در خط مقدم است، انجام دهیم… در هیچ دورهای به زنان این نگاه پست نبوده است و آیا ما این امکان را داریم که در یک تجمع بینالادیانی معنویت زنان معاصر را به رخ بکشیم. آیا میتوان از لذتهای معنوی همسران شهدا استفاده کرد و با آنها آشنا شد؟ امروزه زنانی در کشور ما و کشورهای همسایه هستند که لذت معنوی و تجربه شیرین متافیزیکی را تجربه کردهاند که در خلوت خود حفظ کردهاند. آیا خبرنگاران ما به سراغ این زنان رفتهاند تا این لذتهای معنوی را با دیگران به اشتراک بگذارند و تجربیات خود را در این زمینه به اشتراک بگذارند؟»
روزنامه شرق در آخر نتیجهگیری میکند و مینویسد: «همه این سخنان نشان میدهد که دختر آیتالله علمالهدی میخواهد نقش بانوی اول دولت را ایفا کند که توجه او به میشل اوباما هم مؤید همین فرضیه است.»
***
در نتیجهگیری میتوانیم تاکید کنیم که همزمان در پی اعتراضات سراسری اخیر که سال گذشته با مرگ مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد آغاز شد، بخش چشمگیری از زنان در ایران مبارزهای همهجانبهای را برای رسیدن به همه حق و حقوق انسانی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی خود از جمله کنار گذاشتن حجاب اجباری آغاز کردهاند که همچنان با افت و خیزهایی ادامه دارد و حکومت هنوز با همه وحشیگریهایش از دستگیری دهها هزار نفری، زندان، شکنجه، اعدام، ربودن، ترور کردن، سازماندهی حملات شیمیایی به مدارس دخترانه در تمام استانهای کشور و…، نتوانسته است آن را خاموش کند.
محمد باقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی در انتقاد از نهادی مختلف وابسته به حکومت که گفته او «در حوزه حجاب» کار میکنند، گفت که بر اساس گزارش کمیسیون فرهنگی مجلس، در حال حاضر «۳۲ دستگاه» در ایران برای این کار، پول دریافت میکنند.
رییس مجلس، همانند باقی سران جمهوری اسلامی از هواداران حجاب اجباری است، از این نهادها انتقاد کرد و گفت که آنها «کوتاهی کردهاند.» حجاب اجباری، از جمله یکی از مهمترین دلایل اعتراضهای سراسری در ایران بود که سال گذشته برای ماههای متوالی در کشور ادامه داشت و هنوز با افت و خیزهایی ادامه دارد. در این اعتراضها بیش از ۵۰۰ نفر کشته شدند.
جمیله علمالهدی، مانند پدر و همسر و رهبرش با تاکید به مردسالاری و نفی سرکوب و کشتار زنان و جوانان در خیابانها و زندانها، در مصاحبه خود با شبکه ونزوئلایی تمام اتفاقات ۱۰ ماه اخیر را پای رسانهها و آمریکا میگذارد و همچون دیگر حامیان حکومت، همه را توطئهای از جانب آمریکا و اسرائیل و غیره توصیف میکند.
جمیله علمالهدی ادعا کرد: «ما یک تمدن ۱۵ هزار ساله داریم، در حالی که پیشینه ایالات متحده آمریکا حتی به اندازه درختان دانشگاه من نیست. به همین دلیل است که ما ایرانیها به تلاشهای بیهوده آمریکاییها میخندیم.»
جمیله علمالهدی در مصاحبه خود، همچنین ناله میکند که چرا مردم معترض در چند ماه اخیر به «پدر روحانی ما» بیاحترامی کرده و علی خامنهای را دیکتاتور خواندهاند. بهنظر او، رهبر جمهوری اسلامی بههمه «عشق و محبت نشان داده» است.
علی خامنهای که در دوره اخیر اعتراضات در ایران همچون سالهای گذشته، در یکی از آخرین سخنرانیهای خود، معترضان را «مغرض»، «غافل» و «اراذل و اوباش» خواند. و از این طریق به سربازان گمنام و با نام امام زمان، باز هم فراخوان داد آتش به اختیار عمل کنند!
یکشنبه هجدهم تیر ۱۴۰۲-نهم ژوئیه ۲۰۲۳