چگونه قدر زندگی را بدانیم ؟

اسماعیل هوشیار
April 21, 2020

 hoshyaresmaeil2017@hotmail.com

 

نوام چامسکی زبان‌شناس، فیلسوف آنارشیست ونظریه‌پرداز آمریکایی ، از اوبه‌عنوان پدر زبان‌شناسی نوین یاد می‌شود. او استاد بازنشستهٔ دپارتمان فلسفه و زبان‌شناسی مؤسسه تکنولوژی ماساچوست آمریکا است.


در تازه تزین موضع مربوط به شرایط امروز کرونایی چامسکی معتقد است که ترامپ وقتی به کاخ سفید آمد بدبخت شدیم الان باید کاری کنیم جوبایدن بیاید تا خوشبخت بشیم .


من نوشته های او را قبلا دنبال میکردم ولی حالا باید قبول کنم که پیری بخشی اجتناب ناپذیر در مسیر زندگی است . چامسکی حالا پیر شده و در این زمینه رد داده است . مشکل در کاخ سفید ترامپ و یا اشخاص نیستند این یک سیستم است در ایالات متحه آمریکا که بسته به منافع و شرایط هر بار یکی از احزاب آمریکا نماینده اش در کاخ سفید مستقر میشود ... نماینده ای که مالکان وال استریت را نمایندگی میکند در قالب برده داران نوین ...


بهای نفت آمریکا منفی شد ، یعنی میروی نفت بخری یک پولی هم دستی میدهند تا نفت را تحویل بدهند ... آوریل 2020 معروف به آوریل سیاه شده است . چون نفت سیاه است . گور بابای کفنهای سفید !


کاهش شاخص داود جونز و افزایش شاخص و سهام شاش شتر و طب اسلامی و شاش پیامبران و ولایت فقیه...
خلاصه : هر کسی در این دوران کرونایی گوشه ایی از کار را گرفته تا قدر زندگی را بدانیم .



جنگ ایران و عراق تازه شروع شده بود و تب همکاری در محلات بین مردم موجی داشت و خلاصه با حمله جنگنده های عراقی همه به هم میگفتند برقها را خاموش کنید و میکردند ... یک مش قاسمی همسایه ما بود و خیلی خونسرد در همهمه همگانی به دیوارتکیه میزد و چپق میکشید ، یک بار یکی با هیجان گفته بود مش قاسم برو برقهای خانه ات را خاموش کن .... مش قاسم خندید و گفت خانه من اصلا برق ندارد پدر آمرزیده ... هر وقت امام خمینی برق مجانی کشید من هم مثل بقیه میشوم .
 

زمین هنوز تب دارد ...

کرونا هنوز بی تاب است ...

ظریف با همین تب و تاب رفت دمشق جهت عشق بازی با اسد...

کاخ سفید گفت خوش بگذره . دستگاه تنفس مصنوعی جدید به سیستم اسلامی ایران میدهیم ...

سپاه روایت آمریکایی‌ها را 'هالیوودی' خواند و رونمایی از مستعان را الهی خواند...

حوزه یورو پس از پایان بحران کرونا به دو برابر کمک مالی توافق شده نیاز دارد، از همین حالا پشماش ریخته ...

کرونا هم گفت اگر قرار باشد در بر پاشنه سابق بچرخد ، پس من هم تا همیشه هستم ، منتظر تمام شدن من نمانید ...

مغولان از كنار ما به مدارا گذشتند...

تيمور با تكريم...

ولایت فقیه با صلوات و تیغ...

و بقیه خدایان دیوانه ساکن کاخ سفید و الیزه و کرملین...

چه خوش نشسته ایم در قصاب خانه تاریخ ...

ای بخارا کجایی تا شادی را از تو یاد بگیریم .

کرونا اگر در زما ن تو میآمد حتما مسیر اشعارت تغییر میکرد.

کرونا در زمان ما که آمد شعر بلد نبود . فقط شاش شتر تجویز میکرد ، روغن بنفشه ، روزه داری ، لیس زدن ، وسوسه های عیسی مسیح روی صلیب ، ارگاسم مادر عیسی در طویله ، عروج محمد با الاغ ...

کرونا در میان ما و زندگی ما خوش نشسته است ، از خودمان نترسیم .

حالا در حسرت شعری هستم که شادم کند ، در حسرت شوری که ندارم ...

بوسه ایی که انگیزه ام باشد ...

در زمانی که خاک مرده در کره زمین میخندد با دندانهای زرد ...

دندانهای زردی که رنگ زردش از جنس طلا نیست .

زمین حالش خوب نیست ، حالم خوب نیست . اینجا یا کسی نمیفهد یا نمیخواهند بفهمند .

مدار گردش روزانه های ساکنین هیچ فرقی با قبل از کرونا ندارد.

شاید من عجولم...

ولی فعلا همین است .

 

 



21.04.2020
اسماعیل هوشیار

 


 
 

  Share/Save/Bookmark 

 
 

     مطالب مرتبط

 
   
 

Copyright © 2006 azadi-b.com